سناریو ...
بچها اولین داستانی که نوشتم سناریو بود و این بود 😂 خیلی چرته ولی تجدید خاطره کردم
سناریو : وقتی یاد داستان عروسیتون که تو روز فن ساین با غذای محلی شهرتون مخشو زدی میوفته 😂✨
نامجون : واقعا پشمام ریخته چجوری اون دختر کوچولو بین این همه دخترایی که بهم کتاب میدان نون ( هر چی که جزو غذای محلیتونه و دوس دارین ) داده ؟ هنوزم نمیفهمم ولی خداروشکر گیر من افتاد من ایکیوم ۱۸۰ بهش کمک میکنم 😎
جین : فکر کنم به عنوان هندسام ترین اشپز تو گینس ثبت شم با این غذاهای محلی که ا/ت بهم یاد میده رو میپزم یاع یاع
ا/ت: هندساممم
جین :بله ؟
ا/ت : ناهار نخوردومهههه ( نقی باشه ؟ 😂)
یونگی : ارمیا شما پشماتون نمیریزه ؟ تخته خوابتو بخوایو همه بهتون نارنگی بدن بعد یه دختر کوچولو بیاد بهت چی بودد اها قرمه سبزی بده ؟ بعد دقیقا مثل خودت باشه ؟
ا/ت: از خداتم باشه یکی مثل من نبود هر شب ساعت یک میخوابیدی
من خوابم میاد بریم بخوابیمممم
جیهوپ : ارمی باور نمیکنم تو روزه فن ساین یه دختر کوچولو بین دخترایی که حرفای امید بخش میخوان و بهم امید میدیم اون دختر کوچولو و لات بیاد بگه
ا/ت: من ایرانیم ما سعدی حافظ شاهنامه داریم منم غذای محلی شهرمونو اوردم گندم با نور خورشید رشد میکنه منم با نور تو سانشاینم میشی ؟
منم قبول کنم اصلا برگامم
جیمین : ا/ت باورم نمیشه چجوری بین این همه دختر که بهم موچی میدنو قربون صدقم میرن نون بهم میدی میگی همه بهت موچی میدم فکر میکنن نازی من بهت نون میدم فکر میکنم هم قویی هم گوگولی باورم نمیشه
ا/ت: جیمین جان تو ایران خیلی کم جایی پیدا میشه موچی بده پس برو خداروشکر کن کار دیگه ای نکردم
تهیونگ : ا/ت ؟ میگما همه تو فن ساین قربون صدقم میرفتن بعد تو نون میدی میگی
ا/ت : همه قربون صدقت میرن ولی من با غذای محلی و میفده شهرمون تو کشور ایران مراقب هیکلتم و عشقمو بهت ثابت میکنم
منم الکی عاشقه خودت کردی
ا/ت: ددی خرسه عاشقم نمیکردمت از شدت جذابیت زیاد دزدیده میشدی برو خداروشکر کن هنوزم همون غذارو برات درس میکنم ( فکر کنین کره ای ها اسم خدارو بودا میکن بعد بخوان بگن خداروشکر میگن بوداروشکر 😂)
جونگ کوک : ا/ت میگما بین این همه ارمی که بهم شیر موز میدادن و هویته خفنمو کیوت میکردن تو چجوری اومدی گفتی ا/ت: من بین این همه طرفدار که شیر موز میدنو کیوتت میکنن بهت غذای محلی شهرمون از کشوره ایرانو میدمو ازت میخوام اقای خفن زندگیم باشی
ا/ت: جونگ کوک جان میخوای بخوای نمیخوای نخوای به علاوه اون غذاهه شیر موزم برات درس میکنمم
جونگ کوک : اره ولی طمعش فرق میکنه 🤔
ا/ت : بله دیگه شما تا الان شیر موز ایرانو مخصوص منو میخوردین 😎
جونگ کوک : اووو خانم جئون
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
حمایت فراموش نشه
و اینگونه ما ارمیای ایرانی با غذای محلی دل پسرارو میبریم 😂
امیدوارم خوشتون اومده باشه گیگیلیا
سناریو : وقتی یاد داستان عروسیتون که تو روز فن ساین با غذای محلی شهرتون مخشو زدی میوفته 😂✨
نامجون : واقعا پشمام ریخته چجوری اون دختر کوچولو بین این همه دخترایی که بهم کتاب میدان نون ( هر چی که جزو غذای محلیتونه و دوس دارین ) داده ؟ هنوزم نمیفهمم ولی خداروشکر گیر من افتاد من ایکیوم ۱۸۰ بهش کمک میکنم 😎
جین : فکر کنم به عنوان هندسام ترین اشپز تو گینس ثبت شم با این غذاهای محلی که ا/ت بهم یاد میده رو میپزم یاع یاع
ا/ت: هندساممم
جین :بله ؟
ا/ت : ناهار نخوردومهههه ( نقی باشه ؟ 😂)
یونگی : ارمیا شما پشماتون نمیریزه ؟ تخته خوابتو بخوایو همه بهتون نارنگی بدن بعد یه دختر کوچولو بیاد بهت چی بودد اها قرمه سبزی بده ؟ بعد دقیقا مثل خودت باشه ؟
ا/ت: از خداتم باشه یکی مثل من نبود هر شب ساعت یک میخوابیدی
من خوابم میاد بریم بخوابیمممم
جیهوپ : ارمی باور نمیکنم تو روزه فن ساین یه دختر کوچولو بین دخترایی که حرفای امید بخش میخوان و بهم امید میدیم اون دختر کوچولو و لات بیاد بگه
ا/ت: من ایرانیم ما سعدی حافظ شاهنامه داریم منم غذای محلی شهرمونو اوردم گندم با نور خورشید رشد میکنه منم با نور تو سانشاینم میشی ؟
منم قبول کنم اصلا برگامم
جیمین : ا/ت باورم نمیشه چجوری بین این همه دختر که بهم موچی میدنو قربون صدقم میرن نون بهم میدی میگی همه بهت موچی میدم فکر میکنن نازی من بهت نون میدم فکر میکنم هم قویی هم گوگولی باورم نمیشه
ا/ت: جیمین جان تو ایران خیلی کم جایی پیدا میشه موچی بده پس برو خداروشکر کن کار دیگه ای نکردم
تهیونگ : ا/ت ؟ میگما همه تو فن ساین قربون صدقم میرفتن بعد تو نون میدی میگی
ا/ت : همه قربون صدقت میرن ولی من با غذای محلی و میفده شهرمون تو کشور ایران مراقب هیکلتم و عشقمو بهت ثابت میکنم
منم الکی عاشقه خودت کردی
ا/ت: ددی خرسه عاشقم نمیکردمت از شدت جذابیت زیاد دزدیده میشدی برو خداروشکر کن هنوزم همون غذارو برات درس میکنم ( فکر کنین کره ای ها اسم خدارو بودا میکن بعد بخوان بگن خداروشکر میگن بوداروشکر 😂)
جونگ کوک : ا/ت میگما بین این همه ارمی که بهم شیر موز میدادن و هویته خفنمو کیوت میکردن تو چجوری اومدی گفتی ا/ت: من بین این همه طرفدار که شیر موز میدنو کیوتت میکنن بهت غذای محلی شهرمون از کشوره ایرانو میدمو ازت میخوام اقای خفن زندگیم باشی
ا/ت: جونگ کوک جان میخوای بخوای نمیخوای نخوای به علاوه اون غذاهه شیر موزم برات درس میکنمم
جونگ کوک : اره ولی طمعش فرق میکنه 🤔
ا/ت : بله دیگه شما تا الان شیر موز ایرانو مخصوص منو میخوردین 😎
جونگ کوک : اووو خانم جئون
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
حمایت فراموش نشه
و اینگونه ما ارمیای ایرانی با غذای محلی دل پسرارو میبریم 😂
امیدوارم خوشتون اومده باشه گیگیلیا
- ۵۶.۴k
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط